3 روز تا پایان ثبت‌نام رایگان در وبینار جذب سرمایه ترید

3 روز تا پایان ثبت‌نام رایگان در وبینار جذب سرمایه ترید

تحلیل تکنیکال چیست و چطور در معامله‌گری استفاده می‌شود؟

در میان انواع تحلیل‌های بازارهای مالی پرطرفدارترین نوع تحلیل، تحلیل تکنیکال است. اما آیا با این روش تحلیل در بازارهای مالی می‌توان کسب سود کرد؟ آیا این روش به تنهایی برای معامله‌گران کافی‌ است؟ تحلیل تکنیکال در معاملات چطور استفاده می‌شود؟ اگر پاسخ سوالات را نمی‌دانید، تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.
تحلیل تکنیکال چیست

 

تاریخچه تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال تاریخچه بسیار قدیمی دارد. آغاز تاریخچه تحلیل تکنیکال با ایجاد کندل‌های شمعی شروع می‌شود. تاجر برنج ژاپنی مونهیسا هما (Munehisa Homma) در قرن هجدهم متوجه شد که قیمت تنها بر اساس عرضه و تقاضا شکل نمی‌گیرد؛ بلکه روانشناسی معامله‌گران تاثیر بسیار زیادی بر معاملات دارد. او سیستمی برای ثبت قیمت باز شدن، قیمت بسته شدن، بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت ایجاد کرد که در نهایت منجر به ایجاد کندل‌های ژاپنی شد.

در اواخر قرن نوزدهم با گسترش کندل‌های ژاپنی، چارلز داو (Charles Dow) تحلیل تکنیکال در غرب را شکل داد. دنیای غرب اکنون وجود تحلیل تکنیکال را به آقای داو مدیون است. داو تمام ایده‌هایش را با عنوان سرمقاله منتشر کرد و پس از مرگ وی در سال ۱۹۰۲ همکارانش مقالات او را با عنوان نظریه داو منتشر کردند:

  1. همه چیز در قیمت لحاظ شده است: قیمت فعلی بازار بازتاب‌دهنده تمام اطلاعات موجود، اخبار و روانشناسی جمعی است.

 

  1. قیمت‌ها در قالب روندها (Trends) حرکت می‌کنند: روندها (صعودی، نزولی، خنثی) تا زمانی که سیگنال بازگشتی قطعی صادر نشود، به مسیر خود ادامه می‌دهند.

 

  1. تاریخ تکرار می‌شود: رفتار انسان‌ها در بازار ساختار روانی مشابهی دارد، بنابراین الگوهای قیمتی دوباره شکل می‌گیرند.

 

بعد از داو در اوایل قرن بیستم، تحلیل تکنیکال آرام آرام به تکامل رسید و ابزارهای امروزی توسط ریچارد وایکوف (Richard Wyckoff) و رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott) ایجاد شد:

  • ریچارد وایکوف (Richard Wyckoff): او با بررسی رفتار سرمایه‌گذاران بزرگ، مفهوم «پول هوشمند» و چرخه‌های بازار (انباشت، صعود، توزیع، نزول) را معرفی کرد. روش وایکوف هنوز هم یکی از قوی‌ترین ابزارها برای درک ساختار بازار است.
  • رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott): الیوت کشف کرد که بازارهای مالی در قالب الگوهای تکرارشونده و موجی حرکت می‌کنند که بازتابی از روانشناسی توده‌هاست. او «نظریه امواج الیوت» را پایه‌گذاری کرد که بازار را به ۵ موج موافق روند و ۳ موج اصلاحی تقسیم می‌کند.

در نیمه دوم قرن بیستم، با ورود کامپیوترها به تحلیل تکنیکال، جهش بزرگی ایجاد شد. این اتفاق باعث می‌شد دیگر معامله‌گران نیازی به ترسیم نمودارها بر روی کاغذ نداشته باشند و کامپیوترها با فرموله کردن ریاضی رفتار قیمت، باعث ایجاد اندیکاتورها و اسیلاتورها شدند:

  • ولز وایلدر (J. Welles Wilder): او در سال ۱۹۷۸ شاخص‌های حیاتی و پرکاربردی مانند RSI (شاخص قدرت نسبی)، ATR (میانگین محدوده واقعی) و ADX را معرفی کرد.
  • جرالد اپل (Gerald Appel): اندیکاتور محبوب MACD (میانگین متحرک همگرایی/واگرایی) را طراحی کرد.

 

معنای تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال به معنای علم مطالعه رفتار گذشته بازار برای پیش‌بینی جهت آینده قیمت است. با تحلیل تکنیکال دیگر تمرکز برروی داده‌های اقتصادی، گزارشات مالی، اخبار و … نیست و رفتار قیمت در گذشته ملاک بررسی تحلیلگران است. برای درک بهتر می‌توان سه اصل برای تحلیل تکنیکال عنوان کرد:

  1. همه چیز در قیمت است: تکنیکالیست‌ها معتقد هستند که هر چیزی بر قیمت تاثیر داشته باشد، پیشتر تاثیر خود بر قیمت را گذاشته و با بررسی رفتار قیمت در گذشته، می‌توانیم آینده را پیش‎بینی کنیم.
  2. قیمت‌ها در غالب روند حرکت می‌کنند: تغییراتی که در قیمت اتفاق می‌افتد تصادفی نیست؛ قیمت تمایل دارد در قالب روند (صعودی، نزولی، خنثی) حرکت می‌کند و در نهایت این روند ادامه دارد تا زمانی که نشانه‌های تغییر روند رخ دهد.
  3. تاریخ تکرار می‌شود: بررسی رفتار معامله‌گران بر روی نمودارها با استفاده از الگوها صورت می‌گیرد. به طور مثال با الگوی سر و شانه بارها و بارها روی نمودار تکرار می‌شود و تحلیلگران با شناسایی این الگو، رفتار معامله‌گران را شناسایی می‌کنند.

 

اهمیت تحلیل تکنیکال
اهمیت تحلیل تکنیکال

اهمیت یادگیری تحلیل تکنیکال

اگر می‌خواهید در بازارهای مالی (سهام، فارکس و کریپتو) فعالیت کنید، یادگیری تحلیل تکنیکال ضروری است. یادگیری تحلیل تکنیکال به شما این امکان را می‌دهد که به جای حدس و گمان، از شواهد و آمار عینی استفاده کنید و با تحلیل قیمت، احتمالات مختلف را بررسی کنید. در ادامه اهمیت یادگیری تحلیل تکنیکال را در قالب جدول با یکدیگر بررسی می‌کنیم:

 

ردیف اهمیت یادگیری توضیحات کاربردی دستاورد معامله‌گر
۱ مستقل شدن در بازار رهایی از شایعات، اخبار فریب‌دهنده و کانال‌های سیگنال. تصمیم‌گیری مستقل و با اعتمادبه‌نفس بالا
۲ زمان‌سنجی دقیق (Timing) تعیین دقیق‌ترین قیمت برای ورود (خرید) و خروج (فروش). جلوگیری از خرید در اوج قیمت و فروش در کف
۳ مدیریت ریسک پیشرفته تعیین نقطه «حد ضرر» (Stop Loss) پیش از باز کردن هر معامله. محافظت از سرمایه اولیه در برابر نوسانات شدید
۴ انعطاف‌پذیری بالا قابلیت اجرای اصول نموداری در بورس، کریپتو، فارکس و طلا. امکان کسب درآمد از بازارهای مختلف بدون محدودیت
۵ درک روانشناسی بازار تشخیص نواحی اوج ترس (فرصت خرید) و اوج طمع (موقعیت فروش). همراه شدن با پول هوشمند و جهت اصلی بازار

 

مفاهیم پایه تحلیل تکنیکال

برای اینکه بتوانیم از تحلیل تکنیکال در معاملات خود استفاده کنیم، نیاز است در ابتدا مفاهیم ابتدایی این روش تحلیلی را یاد بگیریم. مفاهیم ابتدایی این روش مانند الفبا بوده و یادگیری آن موجب درک زبان مشترک معامله‌گران می‌شود.

نمودار قیمت

نمودار قیمت (Price Chart)، اصلی‌ترین ابزار یک تحلیلگر تکنیکال است که نشان دهنده تغییرات قیمت در بازه‌های زمانی مختلف است. نمودار قیمت دارای دو محور عمودی و افقی بوده که به ترتیب نشان دهنده قیمت و زمان است. نحوه نمایش در نمودارها انواع مختلفی مانند نمودار شمعی، نمودار میله‌ای و یا نمودار خطی دارد. در این میان محبوب‌ترین نمودار برای تحلیلگران تکنیکالی نمودار شمعی است.

کندل استیک

کندل استیک یا نمودار شمعی، یک روش برای نشان دادن تغییرات قیمت بر روی نمودار است. با کندل استیک شما به ۴ داده دست پیدا می‌کنید: قیمت باز شدن (Open)، قیمت بسته شدن (Close)، بالاترین قیمت (High) و پایین‌ترین قیمت (Low).

کندل‌ها معمولاً از دو بخش تشکیل می‌شوند:

  • بدنه (Body): فاصله بین قیمت باز شدن و بسته شدن را بدنه می‌گویند. اگر قیمت صعودی باشد بدنه معمولاً سبز و اگر نزولی باشد قرمز است.
  • سایه (Shadow/Wick): خطوط نازکی که از بالا و پایین بدنه بیرون زده‌اند و بالاترین و پایین‌ترین قیمت لمس‌شده در آن بازه زمانی را نشان می‌دهند.

 

روند قیمت

قیمت در نمودار به صورت یک خط صاف حرکت نمی‌کند. قیمت معمولا در موج‌ها به صورت زیگزاگی حرکت کرده و این موج‌ها در نهایت موجب ایجاد روند می‌شود. در نمودار به صورت کلی ۳ روند تعریف شده است:

  1. روند صعودی (Uptrend): زمانی که قیمت سقف‌ها و کف‌های بالاتر از قبل می‌سازد و در اصطلاح صعودی است.
  2. روند نزولی (Downtrend): زمانی که قیمت سقف‌ها و کف‌های پایین‌تر از قبل می‌سازد و در اصطلاح نزولی است.
  3. روند خنثی یا رنج (Sideways): زمانی که قیمت بین یک سقف و کف مشخص زندانی شده و جهت حرکت رو به بالا یا پایین ندارد.

حمایت و مقاومت

سطوح کلیدی که بر روی نمودار قرار دارند و در در آن نواحی تجمع دستورات خرید و فروش وجود دارد را حمایت و مقاومت می‌گویند. این سطوح باعث می‌شوند قیمت نتواند به راحتی حرکت کند.

  • حمایت (Support): سطحی در پایین قیمت جاری بازار است که در آن تقاضا (خرید) به شدت افزایش می‌یابد و مانع از ریزش بیشتر قیمت می‌شود. به زبان ساده، حمایت مانند کف اتاق عمل می‌کند.
  • مقاومت (Resistance): سطحی در بالای قیمت جاری بازار است که در آن عرضه (فروش) افزایش یافته و مانع از رشد بیشتر قیمت می‌شود. مقاومت مانند سقف اتاق است.
نمایش واکنش قیمت به سطوح کلیدی حمایت و مقاومت
نمایش واکنش قیمت به سطوح کلیدی حمایت و مقاومت

حجم معاملات

حجم معاملات به معنای میزان سهام یا تعداد قراردادهایی که در یک بازه زمانی معامله شده است. حجم معاملات برای قیمت مانند بنزین برای ماشین است؛ قیمت بدون حجم معاملات قادر به حرکت نیست. تکنیکالیست‌ها هرچه حجم معاملات یک نمودار بیشتر باشد، آن را معتبرتر و قدرتمندتر می‌دانند و نمودار با حجم معاملات کم را معمولا ضعیف و بدون اعتبار تلقی می‌کنند.
H3:تایم فریم

تایم فریم در نمودار نشان دهنده این است که هر واحد (به طور مثال هر کندل) در نمودار چه بازه زمانی را پوشش می‌دهد. تایم فریم‌ها معمولا از ثانیه‌ای شروع شده و تا هفتگی و ماهانه ادامه دارد. به طور مثال وقتی که شما تایم فریم یک نمودار را روی دیلی (D) قرار می‌دهید، هر کندل تغییرات قیمتی یک روز معاملاتی را به شما نشان می‌دهد. انتخاب تایم فریم مناسب برای ترید، به سبک ترید شما وابسته است. در صورتی که کوتاه مدت معامله می‌کنید تایم فریم‌های دقیقه‌ای، در صورتی که میان مدت معامله می‌کنید تایم فریم‌های ساعتی و روزانه و درصورتی که بلند مدت معامله می‌کنید تایم فریم هفتگی و ماهانه برای شما مناسب است.

سبک معاملاتی تایم‌فریم‌های کاربردی مدت زمان باز بودن پوزیشن
اسکالپینگ (Scalping) ۱ دقیقه (۱M) تا ۵ دقیقه (۵M) چند ثانیه تا چند دقیقه
معاملات روزانه (Day Trading) ۵ دقیقه (۵M) تا ۱ ساعت (۱H) چند ساعت (بسته شدن تا پایان روز)
سوینگ تریدینگ (Swing Trading) ۴ ساعته (۴H) و روزانه (۱D) چند روز تا چند هفته
پوزیشن تریدینگ (Position Trading) هفتگی (۱W) و ماهانه (۱M) چند ماه تا چند سال (بلندمدت)

انواع نمودارها در تحلیل تکنیکال

برای اینکه بتوانیم رفتار قیمت را بررسی کنیم نیازمند نمودار هستیم. در تحلیل تکنیکال ۳ نوع نمودار اصلی وجود دارد. نمودار خطی، نمودار میله‌ای و نمودار شمعی ژاپنی. هر سه این نمودارها محبوب معامله‌گران است اما نمودار شمعی ژاپنی، محبوبیت و کاربرد بسیار زیادی میان معامله‌گران سراسر دنیا دارد.

  • نمودار خطی: با اتصال قیمت‌های بسته شدن (Close)، تصویری ساده و بدون نویز از روند کلی بازار به تحلیلگران ارائه می‌دهد.
  • نمودار میله‌ای: چهار قیمت اصلی (باز، بسته، سقف، کف) را در قالب یک میله عمودی و دو زبانه افقی نمایش می‌دهد.
  • نمودار شمعی: همان چهار قیمت اصلی را با بدنه‌های رنگی مجزا نشان می‌دهد تا روانشناسی خریداران و فروشندگان در یک نگاه درک شود.
ویژگی نمودار خطی نمودار میله‌ای نمودار شمعی
داده‌های نمایش‌داده‌شده فقط قیمت بسته شدن (Close) هر ۴ قیمت اصلی (OHLC) هر ۴ قیمت اصلی (OHLC)
وضوح بصری روانشناسی بازار ضعیف (حذف جزئیات نوسان) متوسط (نیاز به دقت روی زبانه‌ها) بسیار عالی (با بدنه‌ها و سایه‌های رنگی)
میزان نویز و نوسانات جزیی بسیار کم (نمودار کاملاً صاف است) بالا بالا

انواع خط روندها در تحلیل تکنیکال

در نمودار قیمت روندهای متفاوتی می‌سازد. کمی قبل آموختیم که روند چیست و چطور تشکیل می‌شود. برای ترسیم خط روند ما نیاز به داشتن یک روند داریم. خط روند یکی از ساده‌ترین و در عین حال کاربردی‌ترین ابزار تحلیل تکنیکال است. به صورت کلی در تکنیکال می‌توان دو خط روند ترسیم کرد:

۱. خط روند صعودی (Uptrend Line)

در یک روند صعودی، قیمت به صورت پیوسته سقف‌های بالاتر (Higher Highs) و کف‌های بالاتر (Higher Lows) می‌سازد. این وضعیت نشان‌دهنده قدرت خریداران بر فروشندگان است.

  • نحوه ترسیم: خط روند صعودی از اتصال حداقل دو کف قیمتی (حمایت) که دومی بالاتر از اولی است، ترسیم می‌شود و به سمت راست ادامه دار است.
  • نقش خط: این خط به عنوان یک حمایت داینامیک (پویا) عمل می‌کند؛ یعنی هر زمان قیمت در مسیر بازگشت به این خط نزدیک می‌شود، انتظار داریم معامله‌گران دوباره وارد موقعیت خرید شوند و قیمت رشد کند.

۲. خط روند نزولی (Downtrend Line)

در یک روند نزولی، قیمت مدام سقف‌های پایین‌تر (Lower Highs) و کف‌های پایین‌تر (Lower Lows) می‌سازد. این حالت نشان‌دهنده قدرت فروشندگان و ترس در بازار است.

  • نحوه ترسیم: خط روند نزولی از اتصال حداقل دو سقف قیمتی (مقاومت) که دومی پایین‌تر از اولی است، ترسیم می‌شود.
  • نقش خط: این خط به عنوان یک مقاومت داینامیک عمل می‌کند. هرگاه قیمت در گام‌های رو به بالا به این خط برخورد کند، معمولاً با فشار فروش مواجه شده و مجدداً ریزش می‌کند.

تجربه در تحلیل تکنیکال به من ثابت کرده است که روند دوست شماست. تا زمانی که روند تغییر نداشته، مخالف روند وارد معاملات نشوید و همیشه همراه با روند معامله کنید.

آموزش ترسیم خط روند صعودی و نزولی
آموزش ترسیم خط روند صعودی و نزولی

زمان مناسب برای استفاده از تحلیل تکنیکال

تا اینجا با یکدیگر متوجه شدیم که تحلیل تکنیکال چیست و چه ویژگی‌هایی دارد. اما سوال اصلی اینجاست که چه زمانی برای استفاده از تحلیل تکنیکال مناسب است؟ به صورت کلی استفاده از تحلیل تکنیکال زمانبندی خاصی ندارد، اما با استفاده از چند قانون می‌توان روند معاملاتی را بهبود داد.

 

  • استفاده در بازارهای پرحجم: مانند فارکس، طلا و ارزهای دیجیتال بزرگ که قیمت بر اساس رفتار توده شکل می‌گیرد و قابل دستکاری نیست.
  • در معاملات کوتاه‌مدت و میان‌مدت: برای استراتژی‌های نوسان‌گیری که چارت روزانه و ساعتی ملاک تصمیم‌گیری است.
  • برای مدیریت ریسک و تعیین حد ضرر: مشخص کردن سقف زیانِ قابل‌تحمل قبل از باز کردن پوزیشن بر اساس سطوح نموداری.
  • در بازارهای دارای روند مشخص: استفاده از تحلیل تکنیکال در بازارهای صعودی یا نزولی واضح برای همراه شدن با جهت اصلی مارکت.
  • در شرایط ثبات خبری بازار: زمانی که بازار روان و طبیعی حرکت می‌کند و شوک ناگهانی ناشی از اخبار سیاسی یا اقتصادی (مثل تغییر نرخ بهره) وجود ندارد.

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال

همه روش‌های تحلیل نقاط قوت و ضعف دارند. تحلیل تکنیکال نیز یک ابزار بی نقص نیست و در کنار کاربردهای فراوان، محدودیت‌هایی نیز برای کابران ایجاد می‌کند. در ادامه نقاط قوت و ضعفی که یک معامله‌گر هنگام استفاده از تحلیل تکنیکال می‌بایست بداند را برای شما آورده‌ایم:

  • سرعت بالا در تحلیل: به شما اجازه می‌دهد در چند دقیقه وضعیت یک چارت را بررسی کنید، در حالی که بررسی صورت‌های مالی در تحلیل بنیادی ممکن است روزها زمان ببرد.
  • انعطاف‌پذیری و ابزار محور بودن: اصول نمودارها، خطوط روند و اندیکاتورها در تمام بازارهای مالی (فارکس، کریپتو، بورس و کالا) و در تمامی تایم‌فریم‌ها به یک شکل کاربرد دارند.
  • تمرکز مستقیم روی واقعیت بازار (قیمت): به جای حدس درباره ارزش ذاتی، دقیقاً روی چیزی تمرکز می‌کند که در حال حاضر در بازار حال رخ دادن است؛ یعنی توافق نهایی خریداران و فروشندگان بر سر قیمت.
  • دسترسی آسان به اطلاعات: تمام پلتفرم‌های معاملاتی جدید، نمودارها و ابزارهای ترسیمی را به صورت رایگان و لحظه‌ای در اختیار عموم قرار می‌دهند.
  • تفسیرهای شخصی (ذهنی بودن): دو تحلیل‌گر ممکن است به یک نمودار واحد نگاه کنند؛ یکی الگوی صعودی ببیند و دیگری الگوی نزولی. ترسیم ابزارها تا حدودی به دیدگاه شخصی تریدر وابسته است.
  • سیگنال‌های خطا و شکست‌های فیک (Fakeouts): بازار مداوم دست به فریب معامله‌گران می‌زند؛ به طور مثال قیمت یک خط روند را می‌شکند اما بلافاصله تغییر جهت داده و به اصطلاح شکست فیک رخ می‌دهد.

نقش اندیکاتور در تحلیل تکنیکال

اندیکاتورها ابزارهای کمکی هستند که داده‌های پایه بازار مثل قیمت باز و بسته شدن را بر اساس فرمول‌های ریاضی و آماری پردازش می‌کنند. در نتیجه اندیکاتورها داده بازار را فرموله کرده و در اختیار معامله‌گران تحلیل تکنیکال قرار می‌دهند. اما شاید از خود بپرسید که اندیکاتورها چه کمکی به تحلیلگران می‌کنند؟

  • ابزار مکمل برای تایید: اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال می‌توانند به عنوان یک فیلتر ثانویه عمل کنند و می‌توانند معاملات اشتباه را فیلتر کنند.
  • شناسایی نقاط مهم بازار: برخی از اندیکاتورها می‌توانند قیمت‌های افراطی و اوج هیجان را به تحلیلگران نشان دهند. این باعث می‌شود تحلیلگر در آن زمان از معامله خودداری کند.
  • ایجاد مستقیم سیگنال ورود و خروج: بسیاری از اندیکاتورها به صورت مکانیکی ساخته می‌شوند و کاملا مستقل سیگنال ورود و خروج به بازار را صادر می‌کنند. این دسته از اندیکاتور‌ها به تریدر کمک می‌کند به دلیل عدم دخالت احساسات، استراتژی معاملاتی بهتری برای خود ایجاد کند.

استراتژی ها و سبک های تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال سبک‌های معاملاتی مختلفی وجود دارد که طی گذر زمان توسط معامله‌گران بزرگ ایجاد شده و سپس توسعه یافته‌اند. از معروف‌ترین سبک‌های تحلیل تکنیکال می‌توانیم به سبک کلاسیک، سبک الیوت، سبک ایچیموکو و سبک پرایس اکشن اشاره کرد. در ادامه این سبک‌ها را به شما معرفی خواهیم کرد:

سبک کلاسیک

سنتی‌ترین و قدیمی‌ترین رویکرد نگاه به نمودار را می‌توانیم سبک کلاسیک به نامیم که بر اساس نظریه داو پایه‌گذاری شده است. در این سبک تمرکز اصلی بر روی پیدا کردن ساختار هندسی روی نمودار بوده و از خطوط حمایت و مقاومتی، الگوها (مانند سر و شانه، سقف دو قلو و …) و کانال‌های قیمتی استفاده می‌شود.

پرایس اکشن

پرایس اکشن یک سبک تحلیل تکنیکال است که خود می‌تواند به چند زیر شاخه تقسیم شود. در پرایس اکشن تمرکز کاملا بر روی نمودار و قیمت بوده و هیچ‌گونه ابزارهای جانبی در آن استفاده نمی‌شود. از سبک‌های معروف در پرایس اکشن می‌توان به سبک‌های زیر اشاره کرد:

  • پرایس اکشن کلاسیک (البروکس): تمرکز بر تک‌تک کندل‌ها، خواندن گام‌به‌گام فشار خرید و فروش، و بررسی ساختار بازار.
  • سبک (RTM (Read The Market: تمرکز بر نواحی عرضه و تقاضا (Supply & Demand)، رفتارهای فریب‌دهنده بازار و شناسایی گره‌های معاملاتی.
  • سبک پول هوشمند (ICT/SMC): پول هوشمند معتقد است مارکت توسط الگوریتم‌های بانکی و نقدینگی موسسات بزرگ هدایت می‌شود. ابزارهای اصلی آن بلاک‌های سفارش (Order Blocks)، شکاف‌های ارزش منصفانه (FVG) و استخر‌های نقدینگی (Liquidity) هستند.

سیستم معاملاتی ایچیموکو

ایچیموکو یک اندیکاتور تماما ژاپنی بوده که تمامی نیازهای معامله‌گران را برآورده می‌کند. این اندیکاتور به تنهایی سطوح حمایت و مقاومت، نقطه ورود و حتی شتاب بازار را به تحلیلگران نشان می‌دهد.

سبک الیوت

تمرکز الیوت بر شمارش گام‌های بازار و پیش‌بینی موج‌های آینده قیمتی است. رالف نلسون الیوت خالق سبک الیوت معتقد است که باید روی تصویر بزرگ از مارکت تمرکز کنیم. او معتقد است بازار از ۵ موج در جهت روند (امواج جنبشی یا Impulse) و ۳ موج در خلاف جهت روند (امواج اصلاحی یا Corrective) تشکیل می‌شود.

 

سبک معاملاتی میزان پیچیدگی نیاز به اندیکاتور بهترین کاربرد سرعت صادر شدن سیگنال
کلاسیک ساده تا متوسط متوسط بازارهای دارای روند افقی و رنج متوسط
پرایس اکشن متوسط تا بالا ندارد نوسان‌گیری سریع (اسکالپ) و سوینگ بسیار سریع و بدون تاخیر
ایچیموکو متوسط دارد (سیستم اختصاصی) تعقیب روندهای قوی (فارکس و کریپتو) متوسط
امواج الیوت بسیار بالا ندارد تحلیل میان‌مدت و بلندمدت مارکت کند (نیاز به صبوری زیاد)

ابزارها و پلتفرم های تحلیل تکنیکال

برای مشاهده نمودارها و ترسیم ابزارها، به نرم‌افزارهای تخصصی نیاز دارید. پلتفرم‌های زیادی امکان تحلیل تکنیکال را برای معامله‌گران فراهم کرده‌اند. اما معروف‌ترین آنها تریدینگ ویو و متاتریدر (۴ و ۵) است.

ابزار های تحلیل تکنیکال
ابزار های تحلیل تکنیکال

تریدینگ ویو

تریدینگ ویو در دنیای امروزی مدرن‌ترین و قدرتمندترین پلتفرم تحلیل محسوب می‌شود. این پلتفرم در کنار فضای تحلیلی، یک فضای اجتماعی برای تریدرها نیز فراهم کرده است. از مهم‌ترین ویژگی‌های تریدینگ ویو می‌توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

  • دسترسی به چارت لحظه‌ای بورس‌های جهانی، کریپتو، فارکس، طلا و نفت
  • ابزارهای ترسیمی فوق‌العاده پیشرفته
  • هزاران اندیکاتور پیش‌فرض و اندیکاتورهای شخصی‌سازی‌شده توسط کاربران
  • امکان بازپخش بازار (Bar Replay) برای تمرین و تست استراتژی‌ها (بک تست)

 

متاتریدر ۴ و ۵

متاتریدر یک پلتفرم معاملاتی است که همزمان با فراهم کردن امکان معامله برای کاربران، ابزارهای تحلیلی را نیز در اختیار کاربران قرار می‌دهد. متاتریدر که در حال حاضر در دو نسخه ۴ و ۵ در دسترس کاربران است توسط بروکرها برای کاربران قابل دریافت است. این نرم‌افزار برای تمامی پلفترم‌ها (وب، ویندوز، اندروید، مک و iOS) در دسترس است. برخی از ویژگی‌های متاتریدر عبارت است از:

  • سرعت بسیار بالا در اجرای دستورات معاملاتی و اتصال مستقیم به حساب کاربری بروکر
  • بستر اصلی معامله‌گران الگوریتمی و استفاده از ربات‌های معامله‌گر (Expert Advisors)
  • محیط کاربری سنتی اما بسیار  بهینه برای سیستم‌عامل‌های مختلف

آموزش استفاده از تحلیل تکنیکال

برای یادگیری تحلیل تکنیکال لازم است ۵ مرحله را طی کنید. اما قبل از این مراحل، باید بدانید که آموزش تحلیل تکنیکال به تنهایی کافی نیست؛ بلکه قدرت پیاده‌‌سازی مطالب بر روی نمودار است که فرق بین معامله‌گر سود‌ده و ضرر‌ده را مشخص می‌کند. به همین دلیل حتما پس از یادگیری مطالب، به تمرین و تکرار بپردازید و سپس وارد دنیای بازارهای مالی شوید.

مرحله عنوان مرحله تمرکز اصلی یادگیری دستاورد این مرحله
۱ الفبای بازار یادگیری اصطلاحات پایه بازار توانایی باز کردن، تنظیم و کار با نمودارها
۲ پایه‌های نمودار شناخت ساختار کندل‌ها، سطوح حمایت/مقاومت توانایی خواندن جهت حرکت و رفتار خالص قیمت
۳ ابزارهای کمکی و کلاسیک یادگیری اندیکاتورهای مهم (مثل RSI و میانگین متحرک) و ابزار های کمک توانایی فیلتر کردن سیگنال‌ها
۴ انتخاب سبک و استراتژی انتخاب یک سبک تخصصی (مانند پرایس اکشن) و نوشتن قوانین ورود و خروج. داشتن یک سیستم معاملاتی شخصی
۵ تمرین، مدیریت ریسک و روانشناسی یادگیری فرمول‌های مدیریت سرمایه و تست استراتژی در حساب دمو (آزمایشی) تبدیل شدن از یک تحلیل‌گر به یک معامله‌گر عملی

 

جمع‌بندی

در نهایت متوجه شدیم که تحلیل تکنیکال صرفا یک ابزار تصمیم‌گیری برای ورود به معاملات است. در نمودار هیچ قطعیتی وجود ندارد؛ اما با استفاده از تحلیل تکنیکال می‌توان گذشته بازار را بررسی کرد و برای احتمالات آینده بازار آماده شد. یادگیری تحلیل تکنیکال زمانبر بوده و بخش زیادی در آن به تجربه بر می‌گردد. در نهایت تحلیل تکنیکال می‌تواند به ابزاری قدرتمند برای شما در بازارهای مالی تبدیل شود.

سوالات متداول

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال به معنای علم مطالعه رفتار گذشته بازار برای پیش‌بینی جهت آینده قیمت است.

آیا تحلیل تکنیکال برای مبتدیان مناسب است؟

به جهت جذابیت بصری و روان بودن مطالب تحلیل تکنیکال برای مبتدیان مناسب‌تر است.

تحلیل تکنیکال در چه بازارهایی کاربرد دارد؟

تحلیل تکنیکال در تمامی بازارها قابل استفاده است؛ اما بیشترین کاربرد مربوط به بازارها با حجم بالای نقدینگی است.

آیا تحلیل تکنیکال همیشه درست عمل می‌کند؟

 

خیر؛ هر سبک تحلیلی احتمال خطا دارد و تحلیل تکنیکال نیز از آن مستثنا نیست.

آیا تحلیل تکنیکال بدون مدیریت ریسک کافی است؟

خیر؛ هر سبک تحلیلی بدون رعایت مدیریت سرمایه، منجر به شکست خواهد شد.

 

فهرست مطالب

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *